
خدایا! تلاششو به شایستگی پاسخ بده...
۱- عبارت ششکلمهای را در وبلاگ خود پست کنید (در صورت لزوم توضیح هم اضافه کنید)
2- به کسی که شما را دعوت کرده است، در این پست لینک بدهید .
3- پنج وبلاگ دیگر را لینک بدید و دعوتشون هم بکنید !
من فرزانه ، خانومی ، رزی ، فاطی و نسرین عزیز رو دعوت می کنم.
پیوست۱:
پست بی بوس که نمیشه!![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
پیوست۲:
فردا باهاتم عسلم! توی جیب پیرهنت. یه وقت دلهره نداشته باشی، من نزدیک قلبتم و دارم برات دعا می کنم.![]()
ابروهام در اومده ولی دارم مقاومت می کنم که بهشون دست نزنم تا برات حسابی خوشمل کنم. سعی می کنم خیلی به آینه نزدیک نشم که وسوسه ام نکنه! یه لاک خوشرنگ خریدم و کلی هم فکر کردم که چه طرحی برات بزنم روش! تازه هر شب تصمیم می گیرم چی بپوشم ولی صبح که میشه شک می کنم و کلی همه رو تو ذهنم به هم میریزم و دوباره از اول می چینمشون با یه ترکیب رنگ تازه! نگو دیوونم که خودم میدونم! دیوونتم...
الآن میخوامتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت...
اونقدر از این دکتر به اون دکتر رفتم و هر کدوم یه نظر دادن، نمیدونم اصلن میشه به پزشکا اعتماد کرد یا نه؟!
حال آدمی رو دارم که حسابی گیج و سردرگمه و نمیدونه دل به حرف کی بسپاره. چیزی که واضحه اینه که من سردردم رو همیشه دارم و در بازه زمانی شدتش تغییر می کنه، دستام خیلی زود خسته میشن و هر از گاهی گردنم می گیره. کاش یه راهی پیدا میشد که لااقل درد سرم رو درمان کنه و حس حمل یه وزنه دویست کیلویی رو از دوشم برداره! بعضی وقتا دلم برای سبک سری و بی وزنی واقعن تنگ میشه، برای وقتایی که از خواب پا شم بدون اینکه سرم سنگین باشه و حالت تهوع داشته باشم!!!
ببین کارم به کجا کشیده که حالا هم بعد از این همه وقت آپ نکردن دارم دردام رو به رخت می کشم. اصلن بی خیال. زندگی رو با همه تلخیا و شیرینیاش عشقه!
شاید اگه بیماری و درد نبود هرگز قدر لحظه های بی دردی و سلامتی رو نمیدونستم!(به هر حال باید یه جور خودم رو دلداری بدم دیگه!
)
نمیدونی چه همه خوشحالم که دیگه چیزی به پایان دوره سوم و نهایی انتظارمون نمونده و کمتر از یه هفته دیگه می تونم توی مهربونی نگات خودم رو غرق کنم؟! میدونی دلم چی میخواد؟ یه دشت وسیع پر از چمن و آفتاب ملایم بهار و بوی گل و من توی بغلت بخوابم حتی چند دقیقه...
دلم برای آرامش بغلت و بوی تنت تنگولیده حسابی.![]()
پیوست:
هیچ میدونی چند تا میدوستمت عسل خان؟؟؟؟![]()
![]()
![]()
![]()
دوستای گلم!
شرمنده روی ماه همتونم.![]()
![]()

روزی که این چنین به زیبایی آغاز می شود
(به هنگامی که آخرین کلماتِ تاریکِ غم نامه یِ گذشته را
با شبی که در گذر است
به فراموشی بادِ شبانه سپرده ام)،
از برایِ آن نیست که در حسرتِ تو بگذرد.
تو باد و شکوفه و میوه ای، ای همه ی فصول من!
بر من چنان چون سالی بگذر
تا جاودانگی راآغاز کنم.
(احمد شاملو)
هر سال روز تولدت که میرسه، پر از شور و شوق میشم و دلم میخواد مثه یه خرسی کوچولوی تل مپل، توی بغلم بچلونمت!![]()
دیشب کلی توی خلوتم خدا رو شکر کردم و برات دعا کردم. خدا رو شکر کردم که تو رو آفریده و سر راه من قرار داده تا با همه وجودم عاشقت بشم و رنگ زندگیم تغییر کنه. خدا رو شکر کردم که این همه دوستم داری و برای همه بخشهای زندگیم نگران میشی. خدا رو شکر کردم که هستی تا لحظه های تنهاییم رو از حضورت پر کنی. خدا رو شکر کردم به خاطر همه خوبیا و مهربونیات که تو رو از همه دنیا بهتر و خواستنی تر کرده.
دیشب یه حس خاصی داشتم. یه حس دوست داشتنی که دوست داشتم تا ابد ادامه داشته باشه. انگار یه چیزی توی وجودم داشت هلهله می کرد و برای تولدت جشن می گرفت. اگه پیشم بودی سرتا پات رو غرق بوسه می کردم و تا خود صبح قربون صدقه ات میرفتم! حالام که روز تولدت رسیده دلم میخواد سرم رو از پنجره ببرم بیرون و داد بزنم" تولدت مبارک عسلم" تا باد صدام رو بیاره دم پنجره اتاقت و توی گوشت بپیچه. کاش میشد امروز تو یه بغل محکم و گرم، قلبامون رو به هم بچسبونیم و صدای ضربانشون رو با هم مخلوط کنیم! کاش میشد امروز لبامون رو مهمون لبای هم بکنیم! کاش میشد امروز نگاهم رو بریزم توی نگاهت و داد بزنم که چه همه برام عزیزی! کاش میشد امروز پیش هم باشیم...
قربونت برم الهی که توام کمتر از من بیقرار در کنار هم بودن نیستی، برات بهترینها رو آرزو می کنم.
اولتر از همه قبولی بی قید و شرط دکترا، بعدترشم همه اون چیزایی که خودت دوست داری. ایشالله که از این تولد تا تولد بعدت پر باشه از روزا ی خوب و خوش و پر از عشق و سلامتی که خوشبختی توش موج میزنه. و امیدوارم اونقدر سلامت باشم که تولد بعدیت با یه کیک خامه ای پر از توت فرنگی، تولدت رو توی بغلت بهت تبریک بگم...
تازشم عسل خان!
تولد بعدیت، باید باید باید جبران کنی برام.![]()
فرا مرزم!
تولدت مبارک...![]()
![]()
![]()
![]()
تو گل سرخ منی
تو گل یاسمنی
تو چنان شبنم پاک سحری؟
نه،
از آن پاکتری.
تو بهاری؟
نه.
بهاران از توست.
از تو می گیرد وام،
هر بهار این همه زیبایی را.
هوس باغ و بهارانم نیست
ای بهین باغ و بهارانم تو!
(حمید مصدق)